• آیه مباهله
  • آیه مباهله

در اوايل ماه ذى الحجة سال نهم هجرى كاروان نجرانيان با بدرقه مردم راه خود را به سوى مدينه در پيش گرفت. آنان لوازم سفر و آذوقه لازم و نيز هدايايى براى پيامبر صلى الله عليه و آله همراه خود برداشتند.
نجرانيان در اين سفر از هر جهت مجهز بودند، به گونه اى كه هر يك از افراد كاروان به جز از اسبِ سوارىِ خود، يك اسب يدك نيز همراه آورده بودند تا مسير را با سرعت و آسايش بيشتر بپيمايند. در اين ميان اسقف اعظم به دليل كهولت سن از قاطر استفاده مى كرد.
مسير 1400 كيلومترى نجران تا مدينه با شتر بيش از بيست روز طول مى كشيد، ولى آنان با اسب و حركت دستجمعى زودتر از اين مدت به مقصد رسيدند.

با بالا گرفتن بحث و گفتگو بر سر حقانيت پيامبر صلى الله عليه و آله، جمعيت حاضر در كنفرانس كليساى اعظم مطالب عجيبى درباره حضرت مى شنيدند كه تا آن روز از آنان مخفى مانده بود، و با اشتياق فراوان چشم به مناظره كنندگان دوخته بودند تا نتيجه بحث را ببينند.
با طولانى شدن مجلس، حارثه با صدايى رسا رو به اسقف اعظم گفت:
اى پدر محترم، اگر اجازه دهى با حاضر كردن «جامعه» و «زاجره» قلبهايمان را به يكديگر نزديك نماييم و سينه هايمان را خنك كنيم.
اين سخن حارثه بر خلاف انتظار سيد و عاقب ـ كه دو مقام والاى كليسا بودند ـ با عكس العمل مثبت اسقف اعظم روبرو شد، و قرار بر آن شد كه فرداى آن روز براى جستجو در دو كتاب جامعه و زاجره در كليساى اعظم گرد هم آيند و اخبار مربوط به پيامبر صلى الله عليه و آله را جستجو كنند.
«جامعه» كتابى تشكيل يافته از چند كتاب آسمانى بود و شامل صحف آدم عليه السلام ، صحف شيث عليه السلام، صحف ابراهيم عليه السلام، تورات و انجيل بود. «زاجره» كتاب ديگرى در كنار جامعه بود كه شامل وصايا و نصايح انبيا و اوصياى آنان بود.

روزى مأمون به امام رضا عليه السلام گفت: دليل بر خلافت جدت چيست؟
حضرت با اشاره به آيه مباهله فرمود: «أنفسنا»! مأمون گفت: اگر «نسائنا» نباشد!
حضرت فرمود: اگر «ابنائنا» نبود! مأمون سكوت كرد و جوابى نيافت!!
اين احتجاج كه به صورت رمزى آمده به اين معنى است: دليل بر خلافت جدم اميرالمؤمنين عليه السلام آن است كه طبق صريح آيه قرآن آن حضرت نفس پيامبر صلى الله عليه و آله است و هيچكس در خلافت بر نفس پيامبر صلى الله عليه و آله تقدم ندارد.
مأمون با اشاره به كلمه جمع در «نسائنا» اشاره كرد كه نساء بودن درباره فاطمه زهرا عليهاالسلام خصوصيتى ندارد و مقام حضرت در جهات ديگر است.
بنابراين انفس بودن هم خصوصيتى ندارد.
حضرت با اشاره به مسئله «ابنائنا» و اثبات فرزند بودن حسنين براى پيامبر صلى الله عليه و آله اين مسئله را اعاده نمود كه اين خصوصيت ها منظور بوده است.
يعنى همانگونه كه ابنائنا با صيغه جمع آمده ولى پيامبر صلى الله عليه و آله عملاً به مردم فهمانيد كه فقط حسنين عليهماالسلام لايق عنوان فرزندى براى پيامبرند، درباره «نسائنا» هم پيامبر صلى الله عليه و آله به همه فهمانيد كه فقط حضرت زهرا عليهاالسلام بانويى است كه لياقت بانوى خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله بودن را دارد.

ابعاد مختلف ماجراى مباهله، از پرونده هاى مهم تاريخى اعتقادى شيعه است كه در سالهاى آخر عمر پيامبر صلى الله عليه و آله با نامه اى از سوى آن حضرت به مسيحيان نجران آغاز شد. پيرو آن در مجلسى عظيم پيشگويى هاى كتب آسمانى درباره حضرت قرائت شد.
سپس نمايندگان نجران به مدينه سفر كردند و پس از مناظره با پيامبر صلى الله عليه و آله محكوم شدند و قرار را بر مباهله گذاشتند و آيه قرآن نيز دستور به مباهله را اعلام نمود. اينجا بود كه مسيحيان از مباهله وحشت كردند و از آن سرباز زدند، اما پيامبر صلى الله عليه و آله با آمادگى خود حقانيت اسلام را ثابت كرد.
گزارشى دقيق از ماجراى مباهله و پيامدهاى آن، داستان مفصلى است كه ابعاد مختلفى از تاريخ اعتقادى ما را تشكيل مى دهد؛ و نتايج مهمى از توحيد و نبوت و امامت را به ما مى آموزد.
«مباهله» اثبات خداى يگانه در برابر كسانى بود كه خداى سه گانه را قائلند.
همچنين اثبات نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله با تأييد الهى و ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام با معرفى آن حضرت به عنوان نفس رسول بود.
همه جوانب اعتقادساز اين ماجرا در آيه اى انعكاس يافت و بُعد قرآنى خاصى به آن افزود، آنجا كه در سوره آل عمران مى فرمايد: «فَمَنْ حاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوا نَدْعُ اَبْناءَنا وَ اَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّه  عَلَى الْكاذِبينَ».

هنگامى كه مسيحيان به آخرين توقفگاه نزديك مدينه رسيدند، سيد و عاقب تصميم گرفتند با زينت كردن خود و اصحابشان بر مسلمانان و اهل مدينه كه غالبا فقير بودند فخرفروشى كنند. از اين رو به همراهانشان گفتند:
بهتر است از مركبهاى خود پياده شويد و لباسهاى سفر را از خود دور كنيد و باقيمانده آبها را بر بدنهاى خود بريزيد و خود را از غبار سفر بشوييد و ظاهر خود را بياراييد.
افراد كاروان از مركبها پياده شدند، و خود را شستشو داده و آراستند. آنان لباس هاى سفر را از تن بيرون آوردند و البسه گرانبهاى سنگين خود را پوشيدند كه لباسهاى مشكى بلند و عباهايى از حرير و پشم بود، و بر موهاى بلند خود مشك زدند.
آنان براى زينت بيشتر انگشترهاى طلا به دست كردند و صليبشان را بر گردن آويختند. سپس سوار اسبها شدند و نيزه ها را كنار گردن اسبها به دست گرفتند، و در يك صف پشت سر هم به حركت در آمدند تا در روز هيجدهم ذى الحجه سال نهم هجرت وارد شهر مدينه شدند.

در كنفرانس نجران نتيجه گفتگوها بر آن شد كه كتب آسمانى انبيا را در مورد خبر ظهور پيامبر صلى الله عليه و آله بنگرند. اولين كتابى كه باز كردند صحيفه آدم عليه السلام بود كه درباره پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيتش و نيز امتش و همچنين ظهور حضرت بقية اللّه الاعظم عجل اللّه  فرجه اين مطالب در آن ديده مى شد:


بسم اللّه  الرحمن الرحيم

من خدايى هستم كه غير از من پروردگارى نيست. بندگانم را براى عبادتم خلق كردم و حجت خود را بر آنان تمام نمودم. آگاه باشيد كه من فرستادگانم را بر آنان مبعوث نمودم و كتابهايم را بر ايشان نازل كردم. اين روش را از زمان اولين بشر تا «احمد» پيامبرم و خاتمِ فرستادگانم ثابت قرار دادم. همان كه صلواتم را بر او مى فرستم و بركاتم را در قلب وى جاى مى دهم و به وسيله او پيامبران و ترسانندگانم را كامل مى كنم.

با اوج مسيحيت در نجران آنان اقدام به مقابله با كعبه نمودند، و بنايى شبيه آن ساختند تا مردم را براى حج به آنجا بكشانند.
كعبه نجران در آبادى مركزى نجران ساخته شده بود و به صورت مربع بود.
درب آن بالاتر از زمين قرار داشت و مانند كعبه مى بايست از نردبان بالا مى رفتند تا داخل آن شوند.
در كنار كعبه نجران، بزرگترين كليساى نجران بود كه اسقف اعظم و ساير بزرگان مسيحى در آن اقامت داشتند. اطراف كعبه بناى گنبد مانندى بود كه سيصد قطعه پوست را به يكديگر وصل كرده بودند و آن را ساخته بودند. كعبه نجران كنار نهرى به نام «نُحَيْردان» بود و گنبد روى نهر و كعبه را پوشانده بود.
مردم نجران روزهاى يكشنبه و روزهاى عيد به سوى كعبه نجران حركت مى كردند، و در حاليكه لباسهاى حرير و زربفت و كمربندهاى طلايى پوشيده بودند از مناطق مختلف منطقه سواره به آنجا مى آمدند.
آنان پس از به جا آوردن نماز و انجام مراسم عبادى خود، به مناطق سرسبز اطراف مى رفتند و تا شب به خوشگذرانى و تفريح مشغول مى شدند!

تأثير ظاهرِ زيبا و لباسهاى فاخر نجرانيان بر اهل مدينه به حدى بود كه اصحاب از حضرت درخواست كردند ظاهر خود را آراسته تر كند و گفتند:
«اگر ممكن آن حلّه اى كه قيصر به شما هديه كرده بپوشيد تا شما را در آن لباس ببينند».
پيامبر صلى الله عليه و آله نه تنها پيشنهاد اصحاب خود را نپذيرفت، بلكه براى بالابردن سطح فكر مسلمانان از ظواهر گول زننده، با ظاهرسازى مسيحيان نيز برخوردى جدى نمود. ماجرا اين گونه شد كه فرستادگان نجران هنگام عصر خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند و به آن حضرت سلام كردند. اما حضرت جواب سلام آنان را نداد و با آنها صحبت ننمود.
مسيحيان متعجب از اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخشان را نمى دهد، ساعتى با همان زينتها و لباسها نشستند اما حضرت كلمه اى با آنان صحبت نفرمود. اين برخورد سؤال انگيزِ پيامبر صلى الله عليه و آله با گروهى كه براى پاسخ به نامه حضرت راهى طولانى را پيموده و اكنون به محضر آن حضرت رسيده بودند، آنان را غافلگير كرد.

در روز مباهله پيامبر صلى الله عليه و آله بين مهاجرين و انصار عقد برادرى برقرار كرد.
حضرت على عليه السلام آنجا بود و پيامبر صلى الله عليه و آله او را مى ديد، ولى بين او و هيچكس برادرى برقرار نكرد. اين بود كه آن حضرت با چشم گريان به راه افتاد. وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله سراغ او را گرفت، گفتند: با چشمى گريان رفت.
حضرت به بلال فرمود: اى بلال، على را نزد من بياور. بلال هنگامى رسيد كه اميرالمؤمنين عليه السلام با چشم گريان وارد منزل شده بود. حضرت زهرا عليهاالسلام پرسيد: براى چه گريه مى كنى، خدا چشمانت را نگرياند؟
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: اى فاطمه، پيامبر صلى الله عليه و آله بين مهاجرين و انصار عقد برادرى برقرار كرد، و در حاليكه من ايستاده بودم و مرا مى ديد و متوجه من بود ولى بين من و هيچكس برادرى قرار نداد. حضرت زهرا عليهاالسلام عرض كرد:

تا 75 سال پيش، نجران يكى از ولايات استان عسير در كشور يمن شمرده مى شد. در سال 1350 قمرى عربستان سعودى به مناطق مرزى يمن حمله كرد، و نجران را جزو قلمرو خود درآورد. از آن تاريخ شهر اصلى نجران به «اباسعود» تغيير نام داده و شهر جديدى به نام «فَيْصليّه» در نزديكى آن احداث شده است.
هم اكنون «نجران» در جنوبى ترين قسمت عربستان در حاشيه مرز آن كشور با يمن قرار دارد، و متشكل از شش بخش است: نجران، حبّونة، تثليث، بيشة، رنيّة، تربة.

همچنين امروزه 35 آبادى در نجران وجود دارد كه عبارتند از: موفجة، وادعة، مخلاف اعلى، آل الحارث، صفا، سلوى، آل عقيل، حضن، جرية، قابل، رجلة، آل بران، العان، مراطة، شبهان، مشراح، مرفح، خشيوة، باطن، محباة، بطحاء، دحضته، بوغبار، طعزة، غنيمة، عكام، عوكلة، حامية، صاغر، بيرالأثلة، مخلاف اسفل، حزم ... .
هم اكنون ساكنين نجران حدود پنجاه هزار نفرند . همه ساكنين نجران مسلمانند و اكثرا از اسماعيليه هستند. حدود صد خانوار يهودى نيز در روستاهاى نجران سكونت دارند.

هنگامى كه نجرانيان خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند، قبل از هر گفتگويى هدايايى را كه همراه آورده بودند تقديم آن حضرت كردند. هداياى آنان عبارت بود از پارچه بزرگى با نقش تصاوير مقدس و نيز پارچه هايى بافته از مو.
مردم با ديدن تصاوير مجذوب آنها شده و براى تماشا مى آمدند. اما حضرت براى اينكه بى اهميت بودن آنچه توجه مردم را جلب كرده بود نشان دهد فرمود: «به اين پارچه بزرگ كه تصاوير بر آن كشيده شده نياز ندارم و كارى با آن ندارم. اما اين پارچه هاى بافته را مى پذيرم»!
مسيحيان با خوشحالى از اينكه حضرت يكى از هداياى آنان را پذيرفته گفتند: بلى، آنها را به شما تقديم مى كنيم.

ساكنين اوليه نجران مشرك و بت پرست بودند و سپس دين نصرانيت وارد نجران شد.

در سال 313 ميلادى يكى از قيصرهاى روم به نام «قسطنطين» اقدام به انتشار مسيحيت در كشورهاى اطراف امپراطورى خود نمود. از جمله در شبه جزيره عربستان در عدن و سقطره و نجران كليساهايى ساخت.
پس از صلح پيامبر صلى الله عليه و آله، مردم نجران بر دين خود باقى ماندند. در زمان عمر كه دستور اخراج آنان داده شد، مردم منطقه مركزى نجران كه اطراف كعبه نجران بودند از آنجا كوچ كردند، و مسلمانان جاى آنان را گرفتند و رسميت دين مسيحى در آنجا از بين رفت، ولى مسيحيان بسيارى در آبادى هاى نجران ماندند و راهبان و راهبه ها در صومعه ها به كار خود ادامه دادند.
در طول قرنهاى سوم تا دهم به تدريج آثار مسيحيت در نجران از بين رفت.
از قرن يازدهم مذهب اسماعيلى كه شش امامى هستند در آنجا منتشر شده، و آنان سه قرن و نيم در آنجا حكومت داشته اند. از نيم قرن گذشته تا كنون اين منطقه به قلمرو عربستان اضافه شده و نوع تبليغاتِ دينى در آن تغيير يافته است.

تارنمای اختصاصی موضوع مباهله
بنیاد پژوهشی ترویجی مباهله (در شرف تأسیس)
تمامی حقوق برای مؤلفین و دست اندرکاران محفوظ است.
استفاده از محتوای تارنما، با ذکر منبع بلامانع است.